1
نمیتوانم از بهت این روزها بنویسمو از چراغ خاموش سینه ای تاریکدر خلوتی که شکسته است وسکوتی که رسوبی از سنگ های لایه ای بغض های نشکسته است...
ادامه مطلبدر این صفحه میتوانید تمام مطالب مرتبط با «ادامه مذاکرات 5 1» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.
خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : 1 و 291 و 295 و 271 و 275 و 189 و 190 و 191 و 192 و 193 و 194 و 195 و 196 و 197 و 198 و 170 و 171 و 172 و 173 و 160 و 161 و 162 و 163 و 164 و 165 و 166 و 167 و 168 و 169 و 45 با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت گفت و گو با خدا دسترسی پیدا کنیدنمیتوانم از بهت این روزها بنویسمو از چراغ خاموش سینه ای تاریکدر خلوتی که شکسته است وسکوتی که رسوبی از سنگ های لایه ای بغض های نشکسته است...
ادامه مطلبالهی هل یرجع العبد الآبق الّا الی مولاه؟هر روز خواندن این جمله هم برایم کم استبرای آرامشی که نیاز من استبرای پشیمانی از خویشبرای مأوایی که آغوش توست و من نیازمند امنیتشاصلا تنها برای اینکه من عبد هستمو تو اله#پ_ن:الهی هل یرجع العبد الآبق الّا الی مولاه؟#م....
ادامه مطلبالهی هل یرجع العبد الآبق الّا الی مولاه؟پشیمانممرا به خاطر پشیمانی ام بپذیرو خودت توفیق اصلاح عطا فرما#پ_ن:الهی هل یرجع العبد الآبق الّا الی مولاه؟#م....
ادامه مطلبیا جابر العظم الکسیر...چند روز می شود که شکسته حالی ام را به تو حواله میکنم؟چند روز می شود که پی دست آویز به سوی تو ام؟چند روز می شود خدا که به تو محتاجمدستم را گرفته ای و حال به تنهایی با تو محتاجممرا به آغوشت بخوانباید با تو تنها تر شوم#دل _نوشت:مرا میهمان سجده ی خود گردان.#پ_ن:یا جابر العظم الکسیر...#م....
ادامه مطلبیا جابر العظم الکسیر...تنها بخاطر خواستنتدستم را جور دیگری بگیر خداهوای دیگری به سرم نزند خدا#پ_ن:یا جابر العظم الکسیر...#م....
ادامه مطلببایسته ای چنان که تپیدن برای دل دلم نمی خواهد چیزی بنویسم آخر حتی بایسته بودنت مقدم است بر تپیدن دل #پ_ن: دلم گرفته است... #م....
ادامه مطلبدلم گرفته است... حال بیماری ام وخامت گرفته خودم را گم کرده ام و گرچه دیریست نمیابم چندیست فراموش کرده ام پی گم شده ای هستم #پ_ن : بیچاره من که کسی چشم براه پیدا شدنش نیست... #م....
ادامه مطلببیچاره من که کسی چشم براه پیدا شدنش نیست...سخت است از زمین بلند شدنمسخت است خواستنم پس از این دوران زمین گیر شدنموقتی رضا شده باشم به افتادن و برنخواستنمدستم را بگیرکه تو افتادگان را دستگیریدستم را بگیر جز تو پناهی برای بی پناهان نیست#پ_ن:مرا یاری کن که تو تنها دلیل خواستنی خدا...#م....
ادامه مطلبمرا یاری کن که تو تنها دلیل خواستنی خدا...مرا یاری کن که تو توانایی خدا و من ناتوانو ناتوان را چه کسی یاری می کند جز توانا... مرا یاری کن#پ_ن :الهی انت الرّب و انا المربوب...#م....
ادامه مطلبالهی انت الرّب و انا المربوب...و هل یرحم المربوب الا الرّب...مرا تربیت کن دوباره خدا هرچند چنین خشک و غیر منعطف شده ام#پ_ن:تنها تو دل را نرم میکنی...#م....
ادامه مطلبتنها تو دل را نرم میکنی...و من محتاج توام خدادست هایم خالیست دلم پر از نیاز و دارایی جزتو نیست که عطا کند#پ_ن:چشم امیدم به توست خدا...#م....
ادامه مطلبچشم اميدم به توست خدا...تو که حتی ظن نیک کسی را به خودت بی پاسخ نمیگذاریتنها میخواستم بگویم هوای دلم را بگیردارد به بغض عادت می کند#پ_ن:این روزها حتی هوای خواستنت سرد است#م....
ادامه مطلباین روزها حتی هوای خواستنت سرد استدل من هم آخر انگار سرد شدهاحساس خستگیو بعد از پا افتادنو بعد... همین حس شکننده ی بغضاین روزها احساساتی شده اماز حس دردی که سنگینی می کنداین روزها...به تو محتاج ترم#پ_ن:تو که بازگشت به سوی توست...#م....
ادامه مطلبتو که بازگشت به سوی توست...خودت مرا به خودت بازگردانتوکه خلق کردی جان دادیو زندگی دادیتوان دادی خودت مرا به خودت باز گردانتو که صاحب من و هستی هستیخودت مرا به خودت باز گردان#پ_ن:دور از تو دلتنگی می کند دلم#م....
ادامه مطلبدور از تو دلتنگی می کند دلمفضای سردو سنگین و پر از ابهام این روزها هم هستتنهایی هم هستاما با تو حرف های دونفره نداشتنبا تو تنها نبودن حجم دلهره هارا کنارت آوردنمرا از تو دور می کندو دور از تو دلتنگی می کند دلم...#پ_ن:تورا به تنهایی خویش دعوت میکنم...#م....
ادامه مطلبالهی کیف ادعوک و انا انا؟ و کیف اقطع رجائی منک و انت انت؟ خدایا خواندمت اما جاماندم ولی امید نبریدم... امید نبریدم... امید نبریدم... #پ_ن: پیاده روی اربعین را دوست دارم آخر تجلی ظهور در آن است... #دل _نوشت: میبینی که چقدر دل سوخته ام از نیامدن؟ #م....
ادامه مطلبمیبینی که چقدر دل سوخته ام از نیامدن؟ من که بارها تورا خواسته ام که بعد از ظهور مرا نمیران آخر چشیدن لذت حظور آقا عمری ابدی هم کم است #پ_ن: دلم را دوباره جلا بده دیریست که از غیبت مولا خفگی مرا رنج نمی دهد #م....
ادامه مطلبدلم را دوباره جلا بده دیریست که از غیبت مولا خفگی مرا رنج نمی دهد دلم را جلا بده دیریست خودم را گم کرده ام که فراموش کرده ام وحشت دنیای بدون امام را دلم را جلا بده دلم را که دارد لحظه لحظه پیر می شود #پ_ن: دلم خسته شده خدا پناه میخواد. #م....
ادامه مطلبدلم خسته شده خدا پناه میخواهد دلم از تو جدا شده؟ دلم لابد از تو جدا شده که دارد دست و پا می زند... خدا دلم خسته شده خدا پناه میخواهد #پ_ن: ان معی ربی سیهدین.... #م....
ادامه مطلببه تو ایمان دارماز آرامش نامت معلوم استاز اطمینانی که به قلبم میبخشیسکوتی که در سینه ام با یاد تو جریان می گیرداز صدایت که می پیچد در دالان سکوتمعلوم استمعلوم است که آهسته آهسته وارد می شویمعلوم است که نام تو دارد آرام می کند دَوَران پر از اضطراب زمین رامعلوم است همه چیز وام دار اسم توستو من به تو ایمان دارم#پ_ن:خدا!!! تو تنها دارایی زمین هستی...#م....
ادامه مطلبتو تنها دارایی زمین هستی...خدا!!!تو تنها احساس ملموس زمین و زمانیتو همان تنها حس آرامشی هستی که بایدو وقت بودنت انگار که دست میکشم به نرمی گونه ی صبحانگار که لمس میکنم خنکای صمیمی روزهای اول شادی راروزهای ابتدای یک ذوق بی نهایت رالحظه به لحظه ی داشتنت را و میدانی که من به داشتنت زنده ام به همان حس آرامشی که بایدبه همان تنها احساس ملموس زمین و زمان#پ_ن:خدا!!!مگذار اضطراب لمس نکردنت مرا زمین بزند...#م....
ادامه مطلبمگذار اضطراب لمس نکردنت مرا زمین بزند...خدا!!!عصر سنگینیستعصر تنهاییست و گَلّه ی دلهره های زمینی مثل گَلّه ی کفتار ها دوره ام می کننداگر گرمای دست های تو پشتوانه ام نباشداگر حتی لحظه ای دلم سرد شود از حس داشتنت... خدااابنده ی کوچک و گناهان بزرگطعمه ی خوبیست برای یأس برای ابلیسپس در این عصر تنهاییعصر سنگین تنهاییدلم را به حضورت گرم کنتا اضطراب لمس نکردنت مرا زمین نزده است..#پ_ن:به داشتنت دوباره دل خوش خواهم کرد...#م....
ادامه مطلببه داشتنت دوباره دل خوش خواهم کرد...آخر میدانم تو انتهای تمام کابوس های منیمیدانم که کابوس ها در پناه دلهره های از دست داده دادنت هجمه کردند به روزها و شب هایممیدانم که آرامش و اطمینان قلبم وقتیست که دست در دست تو بگذارممیدانم خداو گرچه سراپا گناهم ولی دلم به تو قرص است و دلم تنها به تو دل خوش است خدا... #پ_ن:چگونه شکر گویم تورا که شکرت شکری دگر می طلبد... #م....
ادامه مطلبچگونه شکر گویم تورا که شکرت شکری دگر می طلبدشکرشکرت آخر امروز به اندازه 1452 عمود دلتنگ بودمشکرت که امروز دلتنگ بودماما ای کاش از درد فراق میمردمخدا... #پ_ن:نا توان بودنم را دل مشتاق نمیفهمد مدام نق می زند و کربلا می طلبد.#م....
ادامه مطلبناتوان بودنم را دل مشتاق نمیفهمد مدام نق می زند و کربلا می طلبدمثل قلوه سنگی در مسیر جریان خروشان سیل شده امهمه می روند و به دل تنگ من هی می زنند#پ_ن:اشک هم دل تنگ را رام نمی کند...#م....
ادامه مطلباشک هم دل تنگ را رام نمی کنددلی را که به انتظار کشاندی تا صبور شودتا ادب شودتا عاشق شودتا دل شود#پ_ن:اگرچه دلم تنگ است ولی آرامم چون تو دل را می شناسی #م....
ادامه مطلباگرچه دلم تنگ است ولی آرامم چون تو دل را می شناسیزبان دل را خوب میفهمیآرام کنار دردهایم میمانی و گرچه اندوه مرا از بر کرده با لطافتی بیشتر از اکسیژن نفس هایم جذب جریان خون زندگی ام میشوی و ناگهان درد را تسکین می دهی آخر تنها تویی که به دل می نشینی...تنها تویی که مرا آرامی تنها تویی که خدایی.... #پ_ن:سپاس که تو خداوندگار منی... #م....
ادامه مطلبسپاس که تو خداوندگار منیسپاس که تو خداوندگار منیسپاس که تو خداوندگار منیجز بغضی که حاکی از قصور در سپاس تو از خداوندگاری ات به قلم دست می دهد حرفی کنار واژه ی سپاس نمی آید خداآخر من بنده ام بنده ای محتاج و تو بی نیازی عطا کننده و مهرورزمرا عبد گردان تا خوشبخت ترین باشم#پ_ن:الهی کیف ادعوک و انا اناو کیف اقطع رجائی منک و انت انت...#م....
ادامه مطلبالهی کیف ادعوک و انا اناو کیف اقطع رجائی منک و انت انت...بنده ی گناهکار توام و شرم میکنم صدایت کنماما تو خوانده ای مراتو ناز عبد شرمنده ات را کشیده ای که روی به سویت کنمکه بخوانمتاحتیاج پیش تو آورمسپاس از بنده نوازی ات خداکه مهربان تر از مادری#پ_ن:الهی کیف ادعوک و انا اناو کیف اقطع رجائی منک و انت انت...#م....
ادامه مطلباحساس میکنمخرابی احساسم رادنیا دارد نزدیک می شود که من از تو دور....خرابی احساسم رااحساس میکنم#پ_ن:بیانزدیک تر...#م....
ادامه مطلب